پیرمردی وسط روضه مان گفت حسین / من نگفتم، ولی ارباب مرا هم بخشید!
چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۲۰ ب.ظ
آن خدایی که شما را به دو عالم بخشید
از زیادی گلت نیز به مریم بخشید
طلب آب هرآنکس که از این درگه کرد
صاحب خانه به او چشمه زمزم بخشید
ای گران قدر! ندانست کسی قدر تو را
بس که دست تو به ما رزق فراهم بخشید
شب میلاد تو مادر به همه عیدی داد
و به ما سینه زنان خیمه و پرچم بخشید
کرمی را که به آن حاتم طایی شهره ست
شیرخوار تو کرم کرد و به حاتم بخشید
کربلایی نشده! راه گدایی این نیست
عیب از توست اگر دوست به تو کم بخشید
بالحسین رمضان کار خودش را کرد و
آخرش شاه مرا ماه محرم بخشید
پیرمردی وسط روضه مان گفت حسین
من نگفتم، ولی ارباب مرا هم بخشید!
پیمان طالبی
۹۳/۱۱/۰۸